جبر تاریخ می گوید:علیرغم آنکه می بینیم جهان و تاریخ و زندگی و نظامهای اجتماعی بنفع طبقه حاکم ، بنفع سرمایه داری و بنفع حافظان سرمایه پیش می رود و توده های محروم- یعنی آنهایی که همیشه غارت می شوند و شلاق می خورند - در آخرشایسته بقاء می شوند.
تاریخ بر اساس جبر حرکت می کند
نه زر و زور و قدرت این و آن ، ونه حیله گران و سرمایه داران .
تاریخ سرنوشت خود را ورق می زند.
تاریخ خودش مثل جامعه زندگی مستقل از افراد دارد.
تاریخ رودخانه ایست که مستقل از قطره های آبش و ماهیها و حشرات وموجوداتی که در آن شنا می کنند حرکت می کند و از منازلی می گذرد و جبرا" و قطعا" بر خلاف اراده همه کسانی که ارادشان حاکم بر سرنوشت مردم است به سرمنزلی که برایش تعیین شده می رسد و هیچ حیله و قدرتی نمی تواند حرکتش را سد کند و یا مسیرش را منحرف کند.
نهر تاریخ از کوهستانهای سنگ و سخت و پیچ و خمهای سنگلاخی و تنگنای ناهموار و صخره ها و مردابها و دره ها و موانع می گذرد و در نهایت به دریا می ریزد، به دشت می رسد.آنجا دشتی هموار و یکنواخت و برابر برای عموم است. در آنجا طبقه از بین می رود و تضاد بین کسانی که پوله پولشان را می گیرند با کسانی که پوله بازویشان را هم نمی گیرند از بین می رود. در آنجا زندگی در اختیارهمه و امکانات برای همه یکسان است. عدالت پیروز می شود و تضاد طبقاتی از بین رفته و جامعه ای بی استثمار، بی زر و بی زور تحقق پیدا میکند. چگونه؟
قطعا" و جبرا".
مذهب انتظار یک فلسفه مثبت تاریخ، یک جبر تاریخ، یک خوشبینی فلسفی، یک عامل فکری و روحی حرکت بخش، تعهد آور و مسئولیت ساز و بالاخره فلسفه اعتراض به وضع موجود و نفی ارزشها و نظامهای حاکم در طول قرون است.
منبع: کتاب انتظار – دکتر علی شریعتی – ص 54 – تصحیح صفحات 42 تا 44
وقتی داشتم متن بالا رو تایپ می کردم خیلی احساس خوبی پیدا کردم. یه جور اعتماد به نفس، یه جور آینده نگری توی دنیا دیدم. امید به زندگی و این برای من خوشایند بود.

