به نظر می رسد دکتر شریعتی در نقد روحانیت چند مسئله را رعایت نکردند. نگاه و سخنان تند علیه علما وبزرگان حوزه از جمله علامه مجلسی ، خواجه نصیر، و... وبکار بردن تعبیرات نادرست واحساسی در مورد این بزرگان .و درک نکردن شرایط و موقعیت آن بزرگان. نداشتن .درک وشناخت کافی وهمه جانبه نسبت به اسلام . و ارائه نظریات نادرست .و نگاه یک بعدی به تعالیم.
به نظر بنده در میان روحانیون منطقی ترین ومنصفانه ترین پاسخ ها و واکنش ها را شهید بهشتی و رهبر معظم انقلاب داشتند.
شهید بهشتی در این باره معتقدند که :( ( شریعتی الف )کاوشگری بی آرام که اسلام را درحد کتاب هایی که در دهه های اخیر درباره زمینه های گوناگون اسلامی وشیعی نوشته شده و سخنرانی هایی که در این زمینه ایراد شده می شناخته است ب )با سوالات ونیازهای نسل جوان ، بخصوص جوان تحصیل کرده زمان خود ،آشنایی فراوان داشته است .ج ) پاسخ ها را در کتاب ها وسخنرانی ها نیافته د )به علوم اجتماعی معاصر برای یافتن پاسخ به این سوالها رو آورده و پاسخ را در آنها هم نیافته .و با پیوندی که در دل و احساسش با اسلام و چهره های برجسته اسلامی بخصوص پیامبران وائمه اطهار (ع )و قهرمانان شیعه داشته بار دیگر به بازشناسی اسلام پرداخته است .
اشتباهات : در نوشته های شریعتی خامی های فراوانی وجود دارد و کار تحقیقی مستندش از کار قریحه ای و ذوقی اش بسیار کمتر . پرخاشگری های نابجا و یا بیش از حد به چهره در گفته ها ونوشته هایش و دیگری ستایش های مفرط .انسان در بعضی از نوشته های او می بیند که اباذری که او توصیف می کند انگار یک قدم از محمد بالاتر است . ))
اینکه بعضی ها شریعتی را مخالف روحانیت قلمداد می کنند قبول ندارم در جای جای کتاب ها وسخنرانی های خود از حوزه و روحانیت به بزرگی یاد کرده و تنها به ضعف ها و نقایص معترض بودند .وبه نظر من حوزه می توانست از شریعتی استفاده های فراوانی بکند و متاسفانه دو طرف کوتاهی ها واشتباهاتی را مرتکب شدند .
متنی که خواندید بر گرفته بود از وبلاگ آقای اسماعیل آذری طلبه ای که در نگاه اول بنظر میرسد با تفکرات دکتر شریعتی مخالفند. این متن از وبلاگ ایشان برداشت شد تا نظر شما عزیزان نیز لحاظ شود.